به نام خدا
با سلام.
میلاد با سعادت امام زمان و همچنین اعیاد شعبانیه ای که گذشته و نگذشته و خواهد گذشت را به شما تبریک عرض می نمایم.
امروز قصد دارم دو مطلب را به عرضتان برسانم
اولا من و یکی از دوستانم به نام آقای مجید لواف قصد داریم در یک وبلاگ مشترک مواردی از قبیل:
شعر امروز و شعر ایران و جهان و ... مطالب و نظرات خودمان را بنویسیم.امید وارم به این وبلاگ سری بزنید و از این وبلاگ دیدن بفرمایید.
آدرس این وبلاگ:
و اما مطلب دوم اینه که میخوام براتون شعری از آقای علی کفشگر که برای امام زمان سروده است را مینویسم.
می آیی و تمام زمین است مال تو
خورشید ذره ای است ز شرح جمال تو
جوشیده در چکاد افق انتظار ما
پیچیده در عبور زمان عطر خال تو
وقتی که میرسی ز افقهای دور دست
گم می شودتمام زمین زیر بال تو
تو از تمام آیینه ها مهربانتری
باران چگونه وصف کند شرح حال تو ؟
یوسف ترین غریب قبیله تویی عزیز
پر می کند تمام دلم را خیال تو
ماییم و سینه های پریشان همین و بس
ماییم و مهربانی زهرا خصال تو
آخرين رباعي و يا شعري رو كه نوشتم رو مينويسم:
روزي كه دگر مرگ من آن روز بُود
هر روز تولدم همان روز بود
چون زندگيم نال و جگر سوز بود
در زندگيم خوشم كه آن روز بود
و يك رباعي هم از سعدي:
آن يار كه ديدنش بيارايد چشم
بي ديدنش از ديده نيارايد چشم
ما را ز براي ديدنش بايد چشم
گر دوست نبيند به چه كار آيد چشم؟
طبق معمول با سلام خدمت دوستان و ...
اين شعر آخرين شعري هست كه گفتم، به نظرم خالي از اشكال نيست و از اشكالهاي متعددي برخوردار هست كه بايد ويرايش بشود.
جانا تو تمام عشق را معنا كن
اين عاشقي زمانه پا برجا كن
رفتن كه تمام راه و رسم تو نشد
امـروز بـيـا نـظـاره بـر فــردا كـن
ياري تو را در اين زمان مي خواهم
امــروز بـيـا نـظــاره بر فـردا كـن
من گر تو نباشي از جهانم سيرم
بـا آمـدنـت گـره ز كـارم وا كــن
عدل اين نبود كه از كنارم تو روي
عادل تو بشو و در كنارم تا كـن
ظاهر شوم از تمامي اين رويا
يكدم تو بيا حقي اين رويا كن
يا سوي من آي و يا نگر بر رويم
سويم تو نمي آيي و ديگر يا كن
مانند تمام عاشقان مي خواهم
يك دم تو كارنامه ام را وا كن
يك نمره بيست نيست در آن ليكن
با آمدنت قبوليم امضا كن
ممنون مي شوم اگر اشكالات و كم و كاستي هايش را بگوييد
همچنين راهنمايي هايي براي بهتر شدنش
ناشاد كسي كز ستمت شاد نباشد
آزاد كسي كز غمت آزاد نباشد
كوشي چه به تعمير دل؟اين خانه عشق است
آباديش اين است كه آباد نباشد
(فتح علي شاه قاجار)
يا علي
بسم الله رحمن رحیم هست کلید در گنج حکیم
با سلام خدمت تمامی دوستان و ....
از آنجایی که طبق معمول من چند روزی از همه عقب هستم تازه عید را به همگان تبریک عرض می کنم .
چند وقت پیش وقتی من با محمد حسین در حال قدم زدن بودیم و در مورد شعر امروز و دیروز و ... صحبت می کردیم و اشکالات و ابهامات خودمون را رفع می کردیم حسین آقا حرف زیبایی زد و به من گفت:« وبلاگ خودت را در یک محور بچرخان و سعی کن در موارد خواصی بنویسی و بیشتر مواردت در یک موضوع کلی باشد.» پیشنهاد کرد همین مواردی که با هم صحبت می کنیم را به رشته تحریر در بیاورم .
بحث اصلی من با حسین همان روز بیشتر در مورد شهریار و تفاوت زیاد اشعار ترکی و فارسی او بود .
به عقیده من بیشتر اشعار شهریار (فقط فارسی) همان شعر حافظ است که به صورت دیگری بیان شده است، و حسین نیز اعتقاد داشت بیشتر شاعران بزرگ قبل از بیست سال اخیر تماماً سعی می کردند که از لغات و کلماتی که در دیوان حافظ آمده استفاده کنند البته غیر از شاعرانی مانند رهی معیری و ایرج میرزا و ...
به هر حال تفاوت های فکرئی بود که به نظر من خیلی بحث خوبی بود و اشکالات من تا حدی رفع شد .
ممنون می شوم اگر اشکالات فکری را بگویید، و همین طور بگویید آیا این راه را پیش بگیرم و در اکثر مواقع در مورد یک شاعر صحبت کنم خوب هست یا نه .
این رباعی آخرین شعر من است:
امـروز وجـود مـن ز غـم سـر شـار اسـت
دردی است درون قلب من چون خار است
روزی شـود و تـو قـلـب مـن را بـیـنـی
آن روز غم از وجود من سرشار است
بسم الله رحمن رحیم هست کلید در گنج حکیم
سلام به تمام دوستان و آشنایان ...
از آنجایی که من یک چند هفته ای از دنیا عقبم امروز تونستم شعری درباره ولنتاین برای شما بنویسم :
امیدوارم خوشتون بیاد.
ولنتاین روزعشق وعشق بازی است
حقیقی نیست البته مجازیست
کجا یک عاشقی این ادعا کرد
کـه عـشـق یـک روزه ادا کـرد
تو سرما ما خوری یک هفته باید
بخوابی تا مگر وقتش سر آید
چگونه عشق را با آن تب و سوز
توان دیدنش ادا کردن به یک روز
اگر داری خیال رفع تکلیف
بده پنجاه در صد نیز تخفیف
همان یک روز را هم نیمه اش کن
به کادو دادنی هم بیمه اش کن
بکن با یار عشقی نیمه کاره
بـگـو بـاید کـه برگـردم اداره
ولی گرعاشقی را می شناسی
نباید با ولنتاینش بلاسی
نمی مانی که تا یک روز در سال
زنی زنگ و کنی عشق و دهی حال
چو مجنون عاشق لیلا بمانی
در اوج بی زمانی بی مکانی
که درد عاشقی مدت ندارد
غمش روز و شب ساعت ندارد
زمان عشق اینان مختصر نیست
بلی عشق است این سیزده بدر نیست
یا علی
بسم الله رحمن رحیم هست کلید در گنج حکیم
با سلام خدمت تمامی دوستان و آشنایان و ...
اولا من بابت دیر آپ کردن خود از همه معذرت می خواهم
ثانیا باید بگویم که من به علت مشکلات زندگی(هم درسی و هم کاری)نمی توانستم آپ کنم ولی مرگ قیصر امین پور قضیه ای نبود که بتوان از آن به راحتی گذشت و واقعا هم من را بسیار تحت تاثیر قرار داد.
دوستان و افرادی که من را می شناختند می دانند که من با این عقل ناقص خود از مرحوم قیصر امین پور زیاد خوشم نمی آمد و او را در حدی که معروف هست نمیدانستم ولی در این اواخر به علت خواندن بعضی از اشعار او بسیار از او خوشم آمد.
نمی دانم چرا اکثر ما ایرانی ها مرده پرستیم ؟
من قصد بی ادبی ندارم و مقصودم خودم و امثال خودم هست.
خیلی این افرادی که الان در وبلاگ هایشان از قیصر امین پور شعر نوشتند اصلا او را نمی شناختند. و حالا که او مرحوم شده است از او یاد می کنند.
من خودم او را درست نمی شناختم و واقعا هم برای خودم متاسفم
متاسفم برای خودم که نفهمیدم چقدرد زود دیر شد تا من قیصر امین پور را بشناسیم
متاسفم برای خودم که نفهمیدم چرا گل ها همه آفتابگردانند
دیگر چیزی ندارم بگویم جز افسوس برای خودم و امثال خودم
همیشه در انتظار آمدنت هستم
بگو به من که آیا در بهار آمدنت هستم ؟
(قیصر امین پور)
بسم الله رحمن رحیم هست کلید در گنج حکیم
با سلام خدمت شما و …
تو مدتی که بنزین سهمیه بند شده می خواستم چیزی بنویسم ولی نمی توانستم
و حالا با این که یک مقدار دیر شده ولی می نویسم.
1)قبل از سهمیه بندی با شخصی صحبت می کردم که مقداری از سیاست و … می دانست(قابل توجه دوستان پدرم نیست)
این شخص وقتی گوینده اخبار تلویزیون از قول سخنگوی دولت گفت بنزین از تابستان سهمیه بندی می شود گفت« 100 تا سگ کی باشن»وقتی از این آقا پرسیدم که آیا کار خوبی هست و به نفع ایران هست یا نه ؟ در جواب من
گفت: «معلومه که آره.هم بنزین قاچاق نمیشه هم خیابانا خلوته هم…»
در آن لحظه من با خودم گفتم که چه کار خوبی هست و برای اولین بار از آقای احمدی نژاد خوشم آمد
ولی وقتی بنزین سهمیه بندی شد اولین شخصی که این کار را به سخره گرفت و مسخره کرد همان آقا بود
وقتی دلیل این دو رفتار متفاوت را از این شخص پرسیدم فقط گفت به این دلیل که مقدار بنزین در ماه خیلی کم هست و وقتی دوباره از این شخص پرسیدم که «خب اگه مقدار سهمیه بندی زیاد بشه که همه میان با ماشیناشون بیرون می آیند و خیابونا شلوغ میشه ؟» فقط می خواست جواب ندهد و بحث را عوض کندچ
2)یکی از دوستان میگفت:«کار سهمیه بندی بنزین به این دلیل انجام شده است که ما خیلی کم یا اصلا نمیتوانیم در سال نفت را به بنزین تبدیل کنیم و بنزین را وارد می کردیم و چون می خواستند ما را تحریم کنند در آن موقع کمر ایران می شکست و برای ما سخت بود»
3)یک دوست عزیز با این که این شخص هم از آقای احمدی نژاد بدش می آید به من گفت:
من و تو و امتال ما نباید از آقای احمدی نژاد بد بگیم یا اونو بکوبیم چون ما از سیاست هیچی سر در نمیاریم
و 90% آمار هایمان هم غلط هست پس چرا گناهش رو به گردن بگیریم.
بسم الله رحمن رحیم هست کلید در گنج حکیم
با سلام خدمت تمامی دوستان و ....
این مدت که نمی نوشتم خیلی عذاب کشیدم چون هم مطلب داشتم و هم مواقعی بود مثل سالگرد ارتحال امام و ....
ولی این کنکور نگذاشت و پشت کنکوری بودن این سری مشکلات را هم دارد.
حالا این مهم است که قصد دارم دوباره بنویسم و...
در حال حاضر مطلب خاصی ندارم و فقط می خواهم این شعر خودم را بنویسم:
از درد تو عاشقان بمردند
تا جایی که مردگان شمردند
صد جان و دلان به تو سپردند
آیا تو به حالشان بدیدی ؟
درد دلشان بگو, شنیدی ؟
از درد خودش به تو چه ها گفت ؟
آیا بگفت که درد دارد!
وز حال خودش خبر ندارد!
تا لحظه ای که تو را ندیده
در وجود خود چه ها کشیده
یا صد دفعه از درد بمرده
یا در دل خود ز جان بریده
لحظه ها همه رفته زیادت
آن کوچه و باغ بیار یادت
یک دوست که اوست همه وجودم
یک شعر بگفت زتار و پودم
او گفت:
«ای عشق پناهگاه پنداشتمت»
تو نیز بدان که عشق پناه گاه است
از درد همه اوست که آگاه است
این یک سخن است حرف مپندار:
این درد دوا ندارد جز تو
این خانه هوا ندارد جز تو
بی جانم و بی پناه هستم
بی چیزم و بی نگاه هستم
در عشق تو من تباه هستم
این دل هم دگر نوا ندارد جز تو.
«ای عشق پناه گاه پنداشتمت» مصراع اول رباعی فریدون مشیری هست.
ای عشق پناهگاه پنداشتمت
ای چاه نهفته راه پنداشتمت
ای چشم سیاه آه ای چشم سیاه
آتش بودی و من نگاه پنداشتمت
یا علی
به نام خدا
با سلام خدمت تمامي دوستان و...
اولا از همه به خاطر اين كه اين مدت نتوانستنم وبلاگ را به روز كنم عذر خواهي ميكنم
دوما از تمام كساني كه تو اين مدت به صورت مستقيم و غير مستقيم كمكم كردند متشكرم.
تو اين مدت خيلي زجر كشيدم و خيلي عذاب.
در تاريخ 1/1/1111 من و يكي از دوستانم در يك منطقهاي از ايران به غير از اين شهر خودمان منتظر بوديم تا دوستان و فاميلها به سراغ ما بيايند و ما را راهنمايي كنند و...
تو راهي كه ما ميآمديم پدر اين دوست ما از وضع اين جامعه و از اوضاع احوال اين جامعه شكايت ميكرد و بد و بيراه ميگفت و...
وقتي به مقصد رسيديم ناگهان يكي از همسايههاي فاميل ما كه وضع مالي خيلي خوبي داشتند از خانه خود بيرون آمد و رو به آيفون منزل خود گفت:«مامان به بابا بگو اگر من معتاد شدم ناراحت نشه ها»و بعد به سرعت رفت همان لحظه اين رفيق ما به پدرش گفت:«بيا اينا كه خيلي وضعشون خوبه چي شدن كه از دست خدا شكاري ؟»
باز پري پرده برانداخته
چهره چون مه بدر انداخته
حور و پري نيست كه اوليتر است
خاك مگر معجزهاي ساخته
اگر يه مقدار لفظ قلم بود شرمندم
بسم الله رحمن رحیم هست کلید در گنج حکیم
با سلام خدمت تمامی دوستان…
1 عید تمامی دوستان 5 روز قبل مبارک!!!
2 من اول می خواستم مثل سال قبل شعر
ساقیا آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که دادی مرود از یادت
را بنویسم ولی بعد تصمیم گرفتم که این شعر را بنویسم
بوی باران,بوی سبزه,بوی خاک
شاخه های شسته,باران خورده,خاک
آسمان آبی و ابر سفید
برگ های سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوتر های مست…
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک فروش_که می خندد به ناز_
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من,گرچه_در این روزگار_
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمی پوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت_از آن می که می باید_تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکویی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ!
(فریدون مشیری)
دل از ما گر ربودی جان پس چه ؟
وجودم را ستودی جان پس چه ؟
نخواهم از دو عالم غیر جانم ؟
که جان من تو بودی جان پس چه ؟